مرتضى راوندى

614

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

از ميان مردم برخاسته‌اند . مثلا « لومونوسف » ماهيگيرزاده‌اى بيش نبود و « نيوتن » دهقان‌زاده‌اى گمنام بود . تودهء مردم خالق حماسه‌هاى بلند و افسانه‌هاى خيال‌انگيز و ترانه‌هاى دلپذير و رقصهاى رويايى است . هنرمندان بزرگ هميشه زيباترين آثارشان را براساس فرهنگ توده ( فولكلور ) به‌وجود آورده‌اند : شعر ، موسيقى ، داستان و رقص هميشه از فولكلور تغذيه كرده‌اند و باز خواهند كرد . صادق هدايت مىنويسد : « هنر و ادبيات توده به منزلهء مصالح اوليهء بهترين شاهكارهاى بشر به شمار مىرود ، به‌خصوص ادبيات و هنرهاى زيبا و فلسفه و اديان مستقيما از اين سرچشمه سيراب شده و هنوز هم مىشوند . » « سازيمين سؤزو » سه منظومه از : سهند گنجينهء فولكلور آذربايجان به قدرى وسيع و متنوع است كه سالك اين راه را در نخستين قدمها مبهوت مىكند . مثلا بگيريم « باياتى » ها ( ترانه‌هاى دوبيتى ) را كه شمارهء آنها بالغ بر چند هزار مىشود ، به‌علاوه از نظر مضمون و مورد استعمال نيز متنوع هستند ؛ آذربايجانيها سر قبر ، در عروسى ، وقت شادى و غصه ، در تنهايى و ميان جمع ، عاشق براى معشوق و معشوق براى عاشق ، هنگام دورى از يار و ديار و مادر يا فرزند و در مقام پند و اندرز و . . . « باياتى » هايى با مضمونهاى مناسب مىخوانند ، همراه موسيقى يا بىآن . « 1 » اين غنا و تنوع در فولكلور آذربايجان ناشى از چيست ؟ به نظر من غير از ذوق و انديشهء خلاق تودهء مردم كه عامل مؤثر در ريشه گرفتن فولكلور تمام ملتهاى روى زمين مىتواند باشد ، از عوامل جغرافيايى و تاريخى و بعض چيزهاى ديگر هم نبايد غافل شد . عدم امكان خلق آثار كتبى از ديرباز ، يكى از عوامل بسيار مؤثر غناى فولكلور آذربايجان است . شاعران و گويندگان بزرگ كلاسيك بنا به رسم روز به فارسى شعر مىسرودند و نوخاستگان بنا به جبر روزگار و پيدا نكردن ناشر و اغلب براى اينكه زبان ادبى و نوشتن را بلد نبودند . . . » « 1 » « نسخهء خوشبختى ، بشتابيد ! بشتابيد ! بشتابيد ! هفته‌نامهء اتحاد ملل در شمارهء نخستين

--> ( 1 ) . صمد بهرنگى ، مجموعه مقاله‌ها ، از ص 136 تا 138 .